زن
عرفان زن
((زن))، این انسان مونث، تقریباَ غیر قابل شناخت است.
دلایلی برای این ادعا:
۱-خداوند در خلقت حوا، به خودش تبریک گفته است.
(ثم انشانا خلقاَ آخر).
2-عموم بزرگان دین وآیین را زن به دنیا آورده وزن
هم میرانده است.
3-در رابطه با آدم و بنی آدم آیات زیادی وجود دارد
ولی در ربطه با حواوبنات او،آیه ای وجود ندارد.
4-این همه شعرونقاشی و حتّی مجسمه و طنز درباره
زن،نشانه عدم شناخت مرد از اوست.
5-جالب تر ازهمه،مردها مظهر نیازند وزن ها مظهر
ناز واین امر در کل طبیعت مصداق دارد.
6-ادیان سعی در شناخت و شناسایی زن ندارند فقط
سفارش آنان را می کنند.
7-احکام ظاهراَ مرحمت آمیزی از سوی قرآن،
درباره زن آمده است:
{{با آنان به خوبی رفتار کنید}}،{{آنها راببخشید}}
{{حقوق آنهارا بپردازید}}،{{به مال آنها چشم
نداشته باشید}}.
8-البته در موارد ارتکاب عدم تمکین وخدای نکرده
خلاف،مسأله برخورد ازنوع قاطع هم مطرح شده است.
9-در هر صورت،برای زن چهار شأن طبیعی تحلیل
می شود با این امید که درست باشد:
شأن زن
اول. شأن دختری: دختر در قیاس با پسر،برای خانواده
تلطیف کننده است. حتی از اسباب بازی های آنها می توان
این تفاوت را فهمید: عروسک در قیاس با تفنگ.
دوم. شأن خواهری: خواهر،معمولا نسبت به خواهران و
برادرانش دلسوزتر از برادر درمی آید،حتی بعد ازازدواجش.
سوم. شأن همسری:زن در شأن همسری نگهدارنده است نه
بازدارنده.زن معمولا حافظ جان،مال ومقام شوهر خود است،
البته گاهی هم به صورت افراطی.
چهارم. شأن مادری: مادر ادامه دهنده کارگاه آفرینش است.
اگر خلقت آدم وحوا با خدا بوده،ادامه تولد وتناسل آنها با
مادروپدر است. دراین راستا سهم مادر سه برابر سهم پدر
است به ترتیب زیر: وراثت 25 درصد، بارداری 25 درصد
حضانت 25 درصد وحال آن که سهم پدر فقط 25 درصد
در وراثت است ولا غیر.





.jpg)





